ضامن بن شدقم الحسيني المدني (مترجم: شانه چى)

42

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى)

خانه من رسيدند كسى همراهشان بود كه آنها را راهنمايى مىكرد تا خون مرا بريزند ، كسانى را كه بر در خانه‌ام بودند دور ساختند اما چند تن از قريش كه اطراف من بودند از من دفاع كردند تعدادى از آنها كشته شدند و شكست خوردند و ما متعرض بقيه آنها نشديم و بر ابن حنيف منت گذاشتيم و رهايش كرديم و او به سوى دوستش روانه شد . اى بندگان خدا شما را از اين امور آگاه كرديم تا بر نيت خود در يارى دين خدا و غضب براى خليفه مظلوم پا بر جا باشيد . » « 1 » نامه طلحه و زبير به كعب بن سور وقتى عايشه و و طلحه و زبير و هوادارانشان به رفتن سوى بصره تصميم گرفتند زبير به عبد اللّه بن عامر - كه كارگزار عثمان بر بصره بود و هنگامى كه عثمان بن حنيف عامل على عليه السّلام به سوى بصره آمد از آن جا گريخت - گفت : بزرگان [ رجال ] بصره چه كسانى هستند ؟ عبد اللّه بن عامر گفت : سه نفر هستند كه بزرگ شهرند و از آنها اطاعت مىكنند : كعب بن سور و منذر بن ربيعه و احنف بن قيس . پس از آن طلحه و زبير نامه‌اى براى كعب بن سور نوشتند : « امّا بعد ، تو قاضى عمر بن خطاب و شيخ بصريان و سرور يمنيان هستى . تو از آزار و اذيت عثمان ناراحت بودى اينك براى قتل او به خشم آى . و السّلام » . « 2 » نامه به احنف بن قيس طلحه و زبير همچنين نامه‌اى به احنف بن قيس نوشتند : « امّا بعد ، تو فرستاده عمر و سرور مضر و مرد بزرگوار اهل عراق هستى . خبر

--> ( 1 ) مصنفات شيخ مفيد ، 1 ، 301 - 302 . ( 2 ) الامامه و السياسه ، 1 ، 48 .